يوآكيمي را ميتوان در تعاليم راجر بيكن و آرنولد ويلانووايي جستجو كرد؛ و دانته، يوآكيم را در بهشت جاي داده است، (كمدي الهي، بهشت، فصل 12، بند 140).
شهسواران توتوني1
قبلاً در (كتاب اول)، شرح مختصري از دو قديميترين فرقهٴ شهسواري عرضه كردهام. فرقهٴ حضرت يحيي اورشليمي، تأسيس شده در 1099؛ و فرقهٴ شهسواران معبد، تشكيل شده در 1119. سومين فرقهٴ برادري از اين نوع در 1191، هنگام محاصرهٴ عكّا (سومين جنگ صليبي)، تشكيل شد ــ شهسواران توتوني بيمارستان حضرت مريم2 در بيتالمقدس به وسيلهٴ بازرگانان برمني و لوبكي تأسيس شد. آنان داراي طيلساني سفيد و صليبي سياه بودند. اين فرقه مانند دو فرقهٴ قبلي بينالمللي نبود، بلكه فرقهٴ ملي توتوني بود. هدف خيريهٴ آن خيلي زود تحتالشعاع فعاليتهاي نظامي قرار گرفت، كه در مرزهاي شرقي آلمان و در طول رود اودر و بعدها، در طول ويستول و شرق آن جريان داشت. با اين همه مركز اصلي آن تا 1291، در عكّا باقي ماند؛ سپس، براي مدتي كوتاه، به ونيز منتقل شد، و سرانجام در 1309، در مارينبورگ بر كرانهٴ ويستول قرار گرفت. تاريخ بعدي شهسواران توتوني فقط اهميت سياسي دارد، بيشتر توسعهطلبي توتوني در كرانههاي شرقي و كشمكشهاي بيپايان ميان آلمانها و اسلاوهاست.
تاريخ اين سه فرقهٴ ديني نظامي، با همهٴ عدم شباهتها، بهيك اندازه فجيع است. هر سه از تحقق بخشيدن به آرمانهاي عالي خويش عاجز ماندند. آنها فرقههاي نيمه رهباني بودند، كه اعضايشان ناگزير بودند در تجرد، اطاعت و فقر زندگي كنند. موفقيتهاي دنيويشان خيلي زود مساعي عاليشان را تباه كرد.اين انحطاط بهويژه، در مورد شهسواران معبد غمانگيز بود؛ ولي در دوتاي ديگر هم اگر كمتر نمايان شد، كمتر كامل نبود. روزهاي بزرگيشان، روزهاي پهلواني و فداكاري، به سدهٴ دوازدهم، تعلق دارد و از آن سيماي درخور تحسين و شريفي ميسازد.
تثليثيان3
سن ژان دوماتا4 (متولد بارسلونت در آلپ سفلا در حدود 1160، وفات: روم 1213) و سنفليكس دووالوا5 (متولد در والوا در 1127، ايل دوفرانس؛ وفات: سرفروي 1212) در 1198، با تصويب پاپ اينوسان سوم فرقهٴ ديني تازهاي، به منظور خاص بازپسگيري اسراي